دختری که به آرزوش رسیـــــد...

خرید بک لینک

هنوز صدایسه ساله توی گوشتانطنین انداخته.

جان از جسم کوچک رقیه پرواز کرده و به باباش پیوست...

یادتان میآید؟

عصر روزدهم جایی کنار صحرا پیداش کرده بودید.

یادتان میآید به بوته خاری پناه برده بود؟

پاهاش اماپر خار شده بود. از گوشش خون میچکید.

قلبش انگار گنجشک کوچکیتند و تند میزد.

محکم بهآغوشتان فشرده بودیدش...

ترس برتان داشته بود که نکند هم الان جان از جسمشجدا بشود؟!

رقیه اما ماندهبود...

از گرمای آغوش شما جان گرفتهبود و از معرکه ی عصر روز دهم،

سالم بیرون آمده بود .

مدام سراغ بابا را میگرفت و شما یقین داشتید رقیه ماندنی نیست .

رقیه دقایقیست به بابا رسیده...

جسم بی جانش روی دست های شماست .

شما مانده اید و روضه های سه سالهای که تا آخر عمر باید آتشتان بزند :

-کی سرت را خونی کردهبابا؟!

-کی رگ هات را بریده؟!

-کی من را یتیم کرده؟!

-کی یتیم تو را بزرگکند؟! ...

......

ما را در سایت ... دنبال می‌کنید

برچسب: دختری که به قرآن توهین کرد,دختری که به پدرش شیر داد,دختری که به میمون تبدیل شد,دختری که به کانگورو تبدیل شد,دختری که به عقرب تبدیل شد,دختری که به صورتش پاشیدند,دختری که بهش تجاوزشد,دختری که به قران اهانت کرد,دختری که به قران بی احترامی کرد,دختری که به حیوان تبدیل شد, نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 11:29

صفحه بندی